
تولدم گذشت و تو حتی اينجا نيومدی
حتی نيومدی بگی چرا به دنيا اومدی
خيلی سخته عاشق کسی باشی اما اون حتی ندونه دردتو
ازچشات نخونه قصه غمو علت لرزش دست سردتو
خيلی سخته زندگيت فنا بشه واسه ديدن يه لبخند رو لباش
واسه گفتن از اميد وآرزو تو سياهی غم انگيز شباش
من نيومدم بگم عاشقتم چون ازاين حرفاپرگوش همه
اشتباهه که ميگن گريه مرد روی زخمای تنش يه مرهمه
من نيومدم بگم تو هم بيا مثه قصه ها بريم ازاين ديار
يا که خيلی مهربون يه مدتی واسه من ادای عشقو در بيار
تو می خوای برنده باشی می دونم به همه می گم ببازن جلو پات
هرچی اسپنده به آتيش می کشم تا که چشمت نزنن،بشن فدات
تو می خوای پرنده باشی می دونم يه نفس هوای خوشبختی می خوای
خودم آسمون هفتمت ميشم توفقط بگو،بگو باهام ميای
ازمن پرسيد
من و بيشتر دوست داری يا زندگيت رو؟!
گفتم زندگيم رو
قهر کرد و رفت
آخه نذاشت بگم که تموم زندگيم تويی...
هرکس بدما به خلق گويد ما ديده به بد نمی خراشيم
مانيکی او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم

اگه جواب تمام وفاداريام اينه باشه قبول اما اين و يادت باشه تو قول دادی
که حداقل امسال که تو گفتی آخر دلدادگی من به تو...!
وديگه وقتش برم حداقل تولدم و خراب نکنی اما بازم تو کار خودت وکردی
از امروز من فقط به يادت تو می نويسم و مطمئن باش همين روزا
اين قصه به آخرش می رسه
برای هميشه اين قصه تموم ميشه بهت قول می دم
مثل هميشه عاشقونه بهت قول می دم
وسر قولم می مونم
اين قصه تموم ميشه اونجوری که تو خواستی من ميرم برای هميشه ميرم
هر آغازی را پايانی است
برام دعا کنين ...